وضعیت اقتصاد ایران، موج اخیر افزایش قیمتها و جایگاه طلا در سبد دارایی چهارشنبه – 26 آذر 1404
در این پست یک جمعبندی دقیق از وضعیت اقتصاد ایران، موج اخیر افزایش قیمتها و جایگاه طلا در سبد دارایی ارائه میدهم.
در هفتهها و ماههای اخیر شاهد یک رالی قیمتی گسترده در اغلب بازارها و کالاها هستیم؛ از اقلام سوپرمارکتی مثل لبنیات تا لوازم خانگی، خودرو و سایر کالاهای مصرفی. این اتفاق تصادفی نیست. متغیر اصلی و تعیینکننده اقتصاد ایران دلار است.
با ورود دلار به فاز صعودی، اثر آن بهصورت زنجیرهای در بازارها تخلیه میشود. در گام اول، داراییهای وابسته مستقیم به دلار واکنش نشان میدهند؛ طلا، نقره و کریپتوکارنسیها. این گروه سریعترین واکنش قیمتی را دارند. در گام دوم و با تأخیر زمانی، سایر کالاها افزایش قیمت را تجربه میکنند؛ حتی کالاهای تولید داخل با قیمتگذاری ریالی. علت این موضوع استفاده این کالاها از ارز ترجیحی 28,500 یا ارز نیمایی است. زمانی که دلار آزاد به سطوح بالاتر، مثلاً حوالی 130,000 تومان میرسد، این کالاها نیز ناگزیر خود را با سطح جدید قیمتها تطبیق میدهند. به همین دلیل افزایش نرخهای چندمرحلهای در کالاهایی مثل لبنیات را میبینیم
حدود 6 تا 7 ماه پیش، زمانی که قیمت هر گرم طلا در محدوده 6 تا 6.7 میلیون تومان بود، نسبت به شکلگیری یک طوفان تورمی در اقتصاد ایران هشدار داده شد. در آن مقطع تأکید شد که عبور از این شرایط نیازمند داشتن «قایق نجات» است. قایق نجات یعنی سبدی از داراییها که در برابر تورم تخریب نشود و بتواند از موج تورم بهعنوان موتور رشد استفاده کند. تورم همیشه برنده و بازنده دارد و ما ناچار به حضور در این بازی هستیم؛ تفاوت در نحوه مدیریت داراییهاست
بر همین اساس، تأکید شد که سبد سرمایهگذاری باید متنوع و هوشمندانه باشد؛ طلا، نقره و کریپتو باید در سبد حضور داشته باشند. همچنین برای افرادی که وزن بالایی از داراییشان در ملک است، کاهش وزن ملک و افزایش سهم طلا منطقیتر است. دلیل آن نقدشوندگی بالاتر طلا و بهرهمندی همزمان از رشد دلار داخلی و طلای جهانی است، در حالی که ملک نه به طلای جهانی متصل است و نه معمولاً میتواند همپای دلار حرکت کند. درباره نقره نیز به دلیل عقبماندگی قیمتی نسبت به طلا، پتانسیل رشد بالاتری وجود دارد. بازار کریپتو هم بهویژه در ابتدای سال بازدهی بالاتری نسبت به بسیاری از بازارها ثبت کرده است، هرچند در مقطع فعلی در فاز اصلاح قرار دارد
در شرایط فعلی سؤال کلیدی این است که پس از این میزان رشد، رفتار سرمایهگذار حرفهای چیست. طلا از محدوده حدود 6 میلیون تومان بیش از 100 درصد رشد کرده است. اگر قیمت فعلی را حوالی 13.5 میلیون تومان و هدف بعدی را محدوده 15 میلیون تومان در نظر بگیریم، بازدهی بالقوه باقیمانده حدود 10 تا 12 درصد است. این یعنی بخش عمده حرکت صعودی انجام شده است
در این نقطه، سرمایهگذار حرفهای نه بهطور کامل از طلا خارج میشود و نه تمام سرمایه را در آن نگه میدارد. رفتار منطقی، شناسایی بخشی از سود طلا و انتقال آن به بازارهایی است که نسبت به رشد دلار دچار جاماندگی هستند. در عین حال، خروج کامل از طلا رفتاری پرریسک محسوب میشود، زیرا مستلزم فرض نبود هرگونه شوک سیاسی، اقتصادی یا امنیتی در آینده نزدیک است
طلا در سبد دارایی نقش ابزار پوشش ریسک را دارد. ممکن است در مقاطعی بازدهی آن کمتر از سایر بازارها باشد، اما در شرایط تنش سیاسی، شوک اقتصادی یا افزایش نااطمینانی، طلا به دلیل نقدشوندگی بالا و واکنش سریع قیمتی، کارآمدترین دارایی است. به همین دلیل، سرمایهگذار حرفهای همواره بخشی از سبد خود را به طلا اختصاص میدهد؛ نه صرفاً برای بازدهی کوتاهمدت، بلکه برای مدیریت ریسک کل پرتفوی
جمعبندی اینکه طلا بخش عمده رشد خود را انجام داده است. نگهداشتن بخشی از دارایی در طلا همچنان ضروری است، اما برای افزایش بازدهی کل سبد، تمرکز باید بر بازارها و داراییهای جامانده از دلار باشد؛ درست مانند کالاهای مصرفی که با تأخیر زمانی به رشد دلار واکنش نشان دادند. تشخیص این جاماندگیها، بدون حذف داراییهای امن، تعریف سرمایهگذاری حرفهای در شرایط فعلی اقتصاد ایران است.