آیا بازار بدون پاول صعودی میماند؟ تردیدها درباره کاهش نرخها و هزینههای بلندمدت مداخله
با وجود نگرانیهایی درباره شکلگیری حباب در حوزه هوش مصنوعی و فشارهای ساختاری مانند رشد سریع بدهی دولت آمریکا و هزینه بالای بهره، بازار سهام ایالات متحده فعلاً در وضعیت اضطراری قرار ندارد. با این حال، سیاست پولی محدودکننده فدرال رزرو همچنان سقفی برای ریسکپذیری بازار ایجاد کرده است.
امسال دو نوبت کاهش نرخ بهره انجام شده، اما سرعت آن کمتر از چیزی است که کاخ سفید و شرکتهای بدهیمحور انتظار داشتند. شرکتهایی که به شدت از هزینههای تأمین مالی تأثیر میگیرند، امیدوارند کاهش بیشتری در راه باشد؛ چراکه اعتبارات ارزانتر میتواند مانند یک محرک اقتصادی عمل کرده و حالوهوای بازار را بهتر کند.
اما سؤال اصلی اینجاست: چرا پاول و اعضای فِد نرخها را تهاجمیتر پایین نمیآورند تا شاخصهایی مثل S&P 500 و نزدک رکوردهای تازهای ثبت کنند؟
دلیل آن به دوگانه وظایف فدرال رزرو برمیگردد یعنی حداکثر اشتغال و ثبات قیمت. این دو هدف امروز در دو مسیر مخالف حرکت میکنند.
در بازار کار، نشانههای ضعف آشکارتر شدهاند. گزارش ADP نشان میدهد که بخش خصوصی در ماه نوامبر ۳۲ هزار شغل از دست داده، درحالیکه ماه قبل ۴۷ هزار شغل ایجاد کرده بود و تحلیلگران رشد ۴۰ هزار نفری را انتظار داشتند. این دادهها بهتنهایی استدلالی برای کاهش نرخ محسوب میشوند.
در مقابل، تورم همچنان بالاتر از هدف میماند. تورم ماهانه ۰.۳ درصدی و سالانه ۲.۸ درصدی برای هزینه مصرف کننده کل، ۰.۲ درصد ماهانه و ۲.۸ درصد سالانه برای هسته CPI، و ۳.۳ درصد سالانه برای شاخص «فوق هسته» که پاول به آن توجه ویژه دارد، همگی به ادامه سختگیری پولی اشاره میکنند.
حال کاهش تهاجمی نرخ بهره در چنین شرایطی میتواند دو پیامد خطرناک داشته باشد:
شعلهور شدن دوباره تورم
تضعیف اعتماد به دلار و بدهیهای آمریکا
اینها سناریویی هستند که ثبات مالی را تهدید میکند. بازار سهام ممکن است ابتدا جهش کند، اما پیامدهای بلندمدت آن بسیار سنگینتر خواهد بود. نمونههایی از این وضعیت قبلاً دیده شده است؛ زمانی که پس از انتقاد شدید رئیسجمهور ترامپ از پاول برای کاهش سریعتر نرخها، طلا جهش کرد، بازده اوراق بالا رفت و شاخص دلار سقوط کرد.
بهطور خلاصه، حتی اگر جای پاول یک چهره میانهروتر سر کار بیاید و در کوتاهمدت کمی تحرک به بازار بدهد، هزینههای بلندمدت چنین تغییری ممکن است بسیار بیشتر از سود کوتاهمدت آن باشد.
پ.ن. ببینید اقتصاد امریکا براساس 25 واحد درصد جابجایی نرخ بهره چگونه تحت تاثیر قرارمیگیرد که نمی توانند نیم درصد انرا کاهش دهند بخاطر اینکه براساس داده های اقتصادی وسیاسی عمل میکنند درایران سود اخزا 37% بعد انتظار دارند شرکتها سود سازی کنند شرکتهای ایرانی فقط ازافزایش قیمت دلار به سود میرسند اگر روزی دلار ریزش کند اکثر شرکتها ورشکسته میشوند یعنی سودشان ازخون مردم تامین میشود با تحمیل تورم سنگین برسفره های مردم بخاطر همین 70 میلیون نفر درصف کالابرگ یعنی زیر خط فقر مطلق هستند