پنج هشدار مهم در ارزشگذاری شرکتها به روش نسبی
در دنیای مالی همه ما دوست داریم با چند نسبت ساده، ارزش یک کسبوکار را سریع تخمین بزنیم. روش های نسبی هم دقیقاً همین جذابیت را دارند؛ سریع، قابل مقایسه و رایج. اما حقیقت این است که همین ابزار محبوب میتواند در موقعیتهای خاص خطرناک شود و تحلیلتان را بهطور جدی منحرف کند.
مقاله موسسه مشاوره مدیریت مککینزی پنج موقعیتی را نشان میدهد که در آنها نباید به روش نسبی اعتماد کنید و اگر تحلیلگر، سرمایهگذار یا مدیر هستید، دانستن این نکات میتواند مانع از تصمیمگیری اشتباه شود.
1) شوکهای ناگهانی بازار یا صنعت: در بحرانهایی مثل دوران کرونا، رکود یا تورمی های مقطعی، سود شرکتها دچار نوسانهای غیرعادی میشود. این تغییرات موقتی باعث میشود نسبتهایی مانند P/E کاملاً بیمعنی شوند و تحلیلگر را به نتیجه اشتباه بیاندازد.
2) دورههای سرمایهگذاری سنگین: وقتی شرکتی در حال اجرای پروژههای بزرگ است، ارزش فعلی آن بهطور مصنوعی پایین و multiples آن غیرواقعی میشود. این موضوع بهویژه در استارتاپها و شرکت هایی که در ابتدای چرخه عمر خود قرار دارند شدیدتر دیده میشود، چون درآمد کوتاهمدت آنها معمولاً منفی است. همچنین شرکت هایی که در حال توسعه بازار، برند یا ظرفیت خود هستند نیز شرایط مشابهی دارند)
3) کسبوکارهای چرخهای : در صنایع کالایی (مثل فولاد، نفت و گاز)، سود در طول چرخه بالا و پایین میشود، اما ارزش شرکت پایدار تر است. بنابراین، یک ضریب در یک نقطه از چرخه میتواند کاملاً فریبدهنده باشد. تحلیل through-cycle دقیقتر است.
4) پس از انجام ادغام و تملک : بعد از اعلام یا نهایی شدن یک ادغام / تملک، بسیاری از تحلیلگران اعداد را بهروز نمیکنند؛ در نتیجه، multiples جدید بازتاب درستی از ارزشافزایی یا همافزاییها ندارند. در این شرایط باید اعداد شرکت خریدار و هدف را خودتان ترکیب و بازبینی کنید. (در مورد چگونگی تغییر ضرائب پس از ادغام / تملک قبلا پستی منتشر کرده بودم که توصیه میکنم مطالعه ش کنید)
5) تغییر استراتژی یا مدل کسبوکار : وقتی شرکت وارد حوزهای جدید میشود، سود فعلی با پتانسیل بلندمدت همخوانی ندارد. ممکن است سالها طول بکشد تا بازار این تغییر را در multiples منعکس کند. بنابراین مقایسه با گذشته یا با گروه همتای قبلی میتواند به نتیجه نادرست منجر شود.