نگاهی کوتاه به ارزش ریالی بازار ایران در ۹ ماهه ی اول ۱۴۰۴

طی یک سال اخیر، بازار سرمایه ایران از منظر ریالی رشد قابل‌توجهی را تجربه کرده است. شاخص‌ها افزایش یافته‌اند و ارزش اسمی بازار بزرگ‌تر شده، اما بررسی همزمان این رشد در مقیاس دلاری تصویر متفاوتی را آشکار می‌کند. با وجود رشد ریالی، ارزش دلاری کل بازار سرمایه همچنان زیر ۱۰۰ میلیارد دلار باقی مانده و اختلاف بازدهی ریالی و دلاری بازار به بیش از ۴۳ درصد رسیده است. این شکاف معنادار، نشانه‌ای از یک رشد اسمی و نه واقعی در بازار سرمایه است. (البته اگر این بررسی در نگاه جامع تری باشد این اختلاف رشد از اوج بازار سرمایه تا به امروز شکافی بیش از ۱۲۰ درصد دلاری دارد)

تفاوت رشد اسمی و رشد واقعی
رشد ریالی بازار سرمایه عمدتاً تحت تأثیر تورم مزمن و کاهش ارزش پول ملی شکل گرفته است. در چنین شرایطی، افزایش قیمت سهام الزاماً به معنای افزایش قدرت خرید یا خلق ثروت واقعی برای سرمایه‌گذار نیست. هنگامی که نرخ ارز سریع‌تر از بازده بازار سرمایه افزایش می‌یابد، سود ریالی عملاً توسط افت ارزش پول خنثی می‌شود و سرمایه‌گذار دلاری یا حتی سرمایه‌گذار داخلی با نگاه حفظ قدرت خرید، بازدهی واقعی معناداری دریافت نمی‌کند.

ارزش دلاری پایین؛ سیگنال ضعف ساختاری
ارزش دلاری بازار سرمایه، یکی از شاخص‌های مهم برای سنجش عمق، جذابیت و توان جذب سرمایه است. باقی ماندن ارزش دلاری بازار ایران در سطحی کمتر از ۱۰۰ میلیارد دلار، آن هم در شرایط تورمی شدید، بیانگر آن است که بازار هنوز نتوانسته خود را با واقعیت‌های اقتصاد کلان و نرخ ارز تطبیق دهد. این موضوع به‌ویژه برای سرمایه‌گذاران خارجی یا سرمایه‌گذاران داخلی با معیار دلاری، یک سیگنال احتیاطی جدی محسوب می‌شود.

پیشنهادات بیشتر:  گزارش معاملات و قیمت‌های جهانی فولاد و مواد اولیه | ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵

پیامدهای شکاف ۴۳ درصدی بازدهی
اختلاف بیش از ۴۳ درصدی میان بازدهی ریالی و دلاری بازار سرمایه چند پیام روشن دارد:
نخست، بخش قابل‌توجهی از رشد شاخص‌ها ناشی از تورم و تضعیف پول ملی بوده و نه افزایش بهره‌وری شرکت‌ها یا بهبود سودآوری واقعی آن‌ها.
دوم، بازار سرمایه در ایفای نقش «پوشش‌دهنده قدرت خرید» برای سرمایه‌گذار بلندمدت با چالش مواجه است.
سوم، جذابیت بازار برای ورود سرمایه پایدار، چه داخلی و چه خارجی، کاهش می‌یابد؛ چرا که سرمایه به دنبال بازده واقعی و قابل مقایسه در سطح جهانی است.

اثرگذاری بر صنایع مختلف
این وضعیت برای تمام صنایع یکسان نیست. شرکت‌های صادرات‌محور، کامودیتی‌محور و دارایی‌محور به دلیل درآمدهای ارزی یا وابستگی به قیمت‌های جهانی، توانسته‌اند بخشی از این شکاف را جبران کنند. در مقابل، صنایع داخلی‌محور که قیمت‌گذاری آن‌ها با محدودیت‌های دستوری یا تقاضای ضعیف داخلی مواجه است، بیشترین آسیب را از این اختلاف ریالی و دلاری متحمل شده‌اند. رشد اسمی در این گروه‌ها اغلب تنها بازتابی از تورم است، نه بهبود بنیادین.

جمع‌بندی
بازار سرمایه ایران در یک سال گذشته از نظر ریالی رشد کرده، اما این رشد به افزایش معنادار ثروت منجر نشده است. شکاف عمیق میان بازدهی ریالی و دلاری و باقی ماندن ارزش دلاری بازار در سطوح پایین، نشان می‌دهد که بازار بیش از آنکه در مسیر توسعه واقعی حرکت کند، درگیر تطبیق اسمی با تورم بوده است. تا زمانی که ثبات اقتصاد کلان، کاهش ریسک‌های سیاست‌گذاری و رشد واقعی سودآوری شرکت‌ها محقق نشود، پر شدن این شکاف و بازگشت بازار سرمایه به نقش واقعی خود به‌عنوان مولد ثروت، دور از انتظار خواهد بود.

پیشنهادات بیشتر:  تعدیل قیمت نفت در بازار آسیا؛ افت محدود پس از رشد تنش‌های ژئوپلیتیک سه شنبه - 02 دی 1404

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *