انتخاب روش مناسب ارزشگذاری متناسب با دارایی
در فصلهای آغازین کتاب ارزشگذاری داموداران، بر این نکته تأکید میشود که انتخاب روش مناسب ارزشگذاری تابع شرایط خاص شرکت، دادههای در دسترس و اهداف تحلیلگر است. هیچ روشی ذاتاً برتر از دیگری نیست، بلکه تناسب روش با ویژگیهای مورد بررسی اهمیت اصلی را دارد. سه رویکرد اصلی ارزشگذاری شامل ارزشگذاری ذاتی (Intrinsic Valuation)، ارزشگذاری نسبی (Relative Valuation) و ارزشگذاری مبتنی بر اختیار (Contingent Claim Valuation) معرفی میشوند. انتخاب میان این رویکردها به عواملی چون ثبات جریانهای نقدی، مرحله عمر شرکت، وجود شرکتهای مشابه و افق زمانی تحلیلگر وابسته است.
در رویکرد ارزشگذاری ذاتی، ارزش دارایی بر مبنای جریانهای نقدی آتی و نرخ تنزیل متناسب با ریسک تعیین میشود. این روش زمانی مناسب است که شرکت از جریانهای نقدی قابل پیشبینی و نسبتاً پایداری برخوردار باشد و بتوان مفروضات کلیدی مانند رشد و نرخ بازده مورد انتظار را با دقت معقولی برآورد کرد. در مقابل، هنگامی که شرکت در مرحله رشد سریع یا نوسان بالا قرار دارد و پیشبینی جریانهای نقدی دشوار است، تحلیلگر ممکن است به ارزشگذاری نسبی تکیه کند. در این روش، ارزش شرکت از مقایسه با شرکتهای مشابه و با استفاده از ضرایب قیمتی مانند نسبت قیمت به سود یا ارزش بنگاه به EBITDA استخراج میشود. این رویکرد زمانی معتبر است که بازار برای شرکتهای مشابه کارا عمل کرده و تفاوتهای بنیادین میان آنها بهدرستی تعدیل شده باشد.
عامل مهم دیگر در انتخاب روش، مرحله چرخه عمر شرکت است. شرکتهای بالغ با درآمد و سود پایدار، معمولاً از مدلهای تنزیل جریان نقدی برای ارزشگذاری بهره میگیرند، در حالی که برای استارتاپها یا شرکتهای زیانده، مقایسه نسبی یا روشهای مبتنی بر اختیار واقعی کاراتر است. در شرکتهای نوپا، ارزشگذاری بر اساس انتظارات رشد و سناریوهای تحققنیافته انجام میشود و در نتیجه مدلهای سنتی ممکن است گمراهکننده باشند.
افق زمانی تحلیلگر نیز در انتخاب روش نقش تعیینکننده دارد؛ اگر هدف، ارزیابی کوتاهمدت و مبتنی بر رفتار بازار باشد، روش نسبی کارآمدتر است، اما برای تحلیل بنیادی و تصمیمگیری سرمایهگذاری بلندمدت، ارزشگذاری ذاتی مبنای دقیقتری فراهم میکند. افزون بر این، کیفیت دادهها و شفافیت اطلاعات نیز عامل محدودکننده محسوب میشود. در شرایطی که دادههای تاریخی ناقص یا ناپایدارند، تحلیلگر ناگزیر از استفاده از روشهای مقایسهای یا ترکیبی است.
در نهایت، نتیجهگیری میشود که ارزشگذاری فرآیندی وابسته به قضاوت تحلیلی است و نه صرفاً مبتنی بر محاسبات ریاضی. تحلیلگر باید میان دقت نظری و محدودیتهای عملی تعادل برقرار کند و روش خود را متناسب با ماهیت شرکت، دادههای موجود و هدف تحلیل انتخاب نماید.
منبع: Aswath Damodaran, “Investment Valuation: Tools and Techniques for Determining the Value of Any Asset.”